واگویه ای با شهدا به بهانه هفته دفاع مقدس
( این مطلب دلنوشته ایست از یک جوان اهل استان چهارمحال و بختیاری ، پس مباحث مطروحه نیز مربوط به مسائل این استان است هر چند که مشت نمونه خروار نیز میتواند باشد.)
شهدای عزیز سلام، روح همتون شاد و خوش به سعادتتون که در راه اهداف مقدسی که داشتین ازین دنیای دون رفتین و "احیاء عند ربهم یرزقون" شدین. حالا در عوض ما اینجا تو دنیایی هستیم که همه با هم غریبه اند، کسی به فکر کسی نیست چه برسه به شما و وصایای ارزشمندتون. البته بگم که شعار ها درباره شما از حد به رده اما فاصله شون تا شعور و عمل به اندازه فاصله ما با شماست. اینجا آقایون خیلی به میزاشون دل بسته اند و فرمایش مولای متقیان(ع) را که فرموده اند :"پست و مقام اگر ماندگار بود به تو نمی رسید" را نشنیده اند و احساس میکنن برای پستشون سند شش دونگ به اسمشون زدن! اونها سر و کاری با واژه نامأنوس "مسؤلیت" ندارن و اصلا حواسشون نیست که پایه های میزا و صندلیاشون روی خون سرخ شماست و کوچکترین تخلفشونو هم خدای ستار می بینه هم شما. به قول شهید باکری توی این دوره و زمونه فقط یه عده قلیلی عشق شما تو قلبشونه که اونا رو هم تا دق ندن دست بر نمیدارن. می دونم همه ما که به برکت جان فشانی شما در مملکت اسلامیمون تنفس میکنیم به تعداد نفس هامون به شما مدیونیم اما واقعا مسؤلین در قبال شما مسؤل ترند، مگه نه ؟! می خوام یه کمی از کارای این آقایون رو براتون بگم ببینید کدومشون مورد تأیید شماست ؛
یه آقایی که به واسطه شما و دفاع مقدس مسؤلیتی داره ، وعده خوب میده ها اما پای کار می لنگه(که متأسفانه این صفت زینت بخش تعداد زیادی از مدیران هم هست) مثلا قول میده به فلان طرح ارزشی کمک کنه اما وقتی پیگیری می کنی طرف توی هفته دفاع میگه : شرمنده ، اصلا پول نداریم !!!
یه آقای بلندپایه تری هست که یه حلقه ای از افراد خاص دورش هستن(اصلا بادمجون دور قاب چین هم نیستنا!) که مسائل رو هر جور می خوان منتقل میکنن و اون آقاهه در خلأ اطلاعات صحیح تصمیم گیری می کنه و اون دور و بری هاش هم به به و چه چه می کنن. اما این مشکل به نظر دو طرفه س یعنی نه اونها به اقتضای منافعشون اطلاعات درست میدن و نه اون آقا دنبال اطلاعات واقعیه. یه مورد دیگه ازین آقا این بود که تنها دلیلش برای انتخاب یه معاون حرف گوش کن و مطیع بودن طرف بود(دلیلی که ابراز میشد " والله اعلم بما فی نفوسکم") جدای ازینکه این معاون الان هر کاری که دلش میخاد میکنه اما آیا واقعا ضابطه مدیر شدن در نظام مقدس ما مطیع بودنه ؟! تجربه ، تخصص ، تعهد و ... جاشون کجاس؟ خدا میدونه. اخیرا هم آقایون برای تحکیم جایگاه هاشون از هیچ کاری فرو گذار نمی کنن.
راستی یه دفتر پست یابی هم هست که اکثر اونایی که توش رفتن دست خالی برنگشتن ، البته خودشون بهش میگن حزب. از بالا تا پایین خیلی مسؤلیت ها را غصب کرده اند( به استثنای عده معدودی از اونها که سوابق و تخصصشون به مسؤلیتشون می خوره.)
[ضمن تقدیم احترام به محضر همه فرهنگیان متعهد، خصوصا اون عزیزانی که بدون هیچ چشم داشتی در ستاد فرهنگیان آقای احمدی نژاد خالصانه فعالیت داشتند.] یه چیز خیلی عجیب هم اینکه نزدیک به 70% پست های مدیریتی مثه معاون استاندار، فرموندار، بخشدار و مدیران کل استانداری از معلم هایی هستن که معمولا برای اولین بار است که یه همچین پستی میگیرن.( از جمله بالا چند نتیجه هم میشه گرفت : 1- بین این همه کارمندهای وزارت کشوری یا حداقل ادارات اجرایی تر در این استان نیروی مناسب برای پست های مذکور دیده نمی شه (البته به چشم آقایون) 2- برای تصدی پست ها اصلا نیازی به رعایت قانون و ضوابط نیست بلکه اونچه مهمه روابطه و هم حزبی و دوست و آشنا بودن. 3- سوء مدیریت و نفوذ متنفذین در انتصابات هم که به وضوح دیده میشه.)
شهدای عزیز ، یادتون هست که حضرت امام (ره) می فرمودن: عمل به قوانین جمهوری اسلامی واجب شرعی است. همین الان هم علمدار مظلوم انقلاب تأکید مؤکدشون بر قانونمداری در همه زمینه هاست و ایشون ریشه بسیاری از مشکلات رو در بی قانونی میدونن و حتی رئیس جمهورمون هم قانونمداری و ولایت پذیری رو از اصول دولتش میدونه، اما اینجا آقایون چشم و گوششون رو روی این مطالب بستن و هر کاری که "دل" شون می خواد انجام میدن، مثلا یکی ازین آقایون که پست بالایی هم داره ، در حمایت از یک انتصاب غیر قانونی گفته : مگه انتصاب من قانونی بود ؟! اون شد پس اینم میشه !!! واقعا من شرمندم که این جمله های جسورانه رو به محضرتون عرضه میکنم.
اینجا اگه کسی احساس تعهدی داشته باشه مثلا بیت المال رو بی حساب و کتاب بذل و بخشش نکنه، بهش میگن خسیسه ، ناخن خشکه و حرفهایی ازین دست، گویی اینها داستانهای بسیار از حساسیت شما نسبت به بیت المال را اصلا نشنیده اند.
يه عزيزي از منتسبين به شما حتي براي حمايت از برنامه هاي فرهنگي حاضره به سازمان ملل هم كمك كنه اما دريغ از حوزه متبوعش كه اگه بخوان كمترين كمكي بگيرن بايد چند ماه برن و بيان تا شايد پول سياهي دستشان را بگيرد.
توي هفته دفاع آقايون چفيه ميندازن، به جاي اينكه بين خودشون و هواي نفسشون سنگر بزنن، جلوي اداراتشون گوني ميزارن و نمايشگاه علم ميكنن اما دريغ از يه ذره معرفت واقعي، يه ذره تعهد. دوست دارن شما فقط مخصوص هفته دفاع باشين نه 365 روز سال و شما رو فقط توي عكس ها و موزه ها ببينيم و دست نيافتني باشين، بعضياشون حتي دوست دارن علاوه بر شما، افكار نوراني و وصاياي راهگشاتون رو هم به موزه بسپارن تا كسي حتي از اونا صحبتي هم نكنه اما نمي دونن كه به قوله سيد شهيدان اهل قلم "شهدا عالم بر باطن عالمند"، چه برسه به ظاهر پر گناه ما.
شهداي مهربون كه اينقدر ما رو تحمل مي كنين ؛ يكي ديگه از علائم آخرالزمان هم بوضوح ديده ميشه و اون مردن " امر به معروف و نهي از منكره"، خيلي ها بي تفاوت شدن و بعضيا هم نهايت سوءاستفاده را ازين بي تفاوتي مي كنن. اگه يكي هم نادرا چيزي بگه زود ميگن يارو منافعش در خطر بوده يا دنبال يه چيزيه ... انگار نمي دونن امام حسين(ع) شهيد راه امر به معروف و نهي از منكر بود و شما هم.
ببخشيد چند بار تصميم گرفتم براتون بنويسم اما هي خودمو مجاب مي كردم كه نه ، انشاءالله كه اينطور نيست، اما ديدم متأسفانه هست و تازه عرايضم گوشه اي از اونا بود و گفتم به كي بگم بهتر از شما .
براي ظهور آقا ، براي خوب شدن ما ، براي مفتضح شدن منافقين و براي اصلاح تمام مفسده ها در امور مسلمين دعا بفرماييد.
اي آب نديده، آبي شده ها
بي جبهه و جنگ، انقلابي شده ها
مديون لب خنده ي جانبازانيد
اي بر سر سفره آفتابي شده ها !!!
(سردار شهيد حاج عبدالله رودكي)




