تبليغاتX
.::. راهي به آسمان .::.



چرا ارتش عراق در مرحله تهاجم سراسری ناکام ماند ؟

صدام یزید کافر

 بهتر بگم ، چه جوری شد که صدام (لعنةالله علیه) سوار بر ماشین غول پیکر و کاملا مجهز جنگیش که ۳۶ کشور هلش میدادن و چرخهاشو روغن میزدن (که بنا بود یه هفته ای به تهران برسه) ، در مرحله ابتدایی تجاوز گستردش کم آورد و آرزوی فتح تهران که جای خود ، آرزوی فتح اهواز را هم به گور برد ؟


 ۳ دلیل عمده باعث این امر بود ؛

  1.  عدم شناخت وضعیت روحی و اعتقادات عمیق مردم ایران اسلامی توسط دشمن
  2. رهبری مدبرانه حضرت امام خمینی(ره) در این برهه حساس و ایجاد آرامش در سطوح مختلف نظام به منظور شکل‌گیری وضعیت جدید دفاعی، بدون اتکا به نیروهای کلاسیک
  3. حضور به موقع و کارساز نیروهای خودجوش مردمی و شکل‌گیری هسته های مقاومت در مناطق مورد هجوم، که این سرعت در ایجاد و انسجام نیروهای دفاعی برای دشمن غیر قابل پیش بینی بود.

{و هنوز هم امتداد این خصوصیات ناب است که قدرت فکر و عمل علیه ما را از دشمن زبون گرفته است.}

+ تقدیمی از خادم الشهدا |

[هفته پر افتخار دفاع مقدس گرامی و جاودانه باد.]

شهدا

واگویه ای با شهدا به بهانه هفته دفاع مقدس

شهدای عزیز سلام، روح همتون شاد و خوش به سعادتتون که در راه اهداف مقدسی که داشتین ازین دنیای دون رفتین و "احیاء عند ربهم یرزقون" شدین. حالا در عوض ما اینجا تو دنیایی هستیم که همه با هم غریبه اند، کسی به فکر کسی نیست چه برسه به شما و وصایای ارزشمندتون. البته بگم که شعار ها درباره شما از حد به رده اما فاصله شون تا شعور و عمل به اندازه فاصله ما با شماست. اینجا آقایون خیلی به میزاشون دل بسته اند و فرمایش مولای متقیان(ع) را که فرموده اند :"پست و مقام اگر ماندگار بود به تو نمی رسید" را نشنیده اند و احساس میکنن برای پستشون سند شش دونگ به اسمشون زدن! اونها سر و کاری با واژه نامأنوس "مسؤلیت" ندارن و اصلا حواسشون نیست که پایه های میزا و صندلیاشون روی خون سرخ شماست و کوچکترین تخلفشونو هم خدای ستار می بینه هم شما. به قول شهید باکری توی این دوره و زمونه فقط یه عده قلیلی عشق شما تو قلبشونه که اونا رو هم تا دق ندن دست بر نمیدارن. می دونم همه ما که به برکت جان فشانی شما در مملکت اسلامیمون تنفس میکنیم به تعداد نفس هامون به شما مدیونیم اما واقعا مسؤلین در قبال شما مسؤل ترند، مگه نه ؟! می خوام یه کمی از کارای این آقایون رو براتون بگم ببینید کدومشون مورد تأیید شماست ؛


ادامه مطلب...
+ تقدیمی از خادم الشهدا |

{ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای عزیز حزب جمهوری اسلامی خصوصا شهیدان بهشتی
و رحمان استکی(اولین نماینده مردم غیور شهرکرد در مجلس شورای اسلامی)}

قصه مردم مظلوم سردشت را هر طور و هرسال که بخواهی روایت کنی، بوی تلخ گاز خردل را می دهد، حرفی از تکرار نیست، درد که می آید برای اهالی این دیار هر روز می شود هفتم تیر 1366، حالا 22 سال است که صورت سردشت تاول زده، ولی دردها تازه اند.

نیازی به روایت قصه مظلومیت سردشت نیست، به گوشه گوشه شهر زخم خورده سردشت که چشم بچرخانی می توانی نمادهای درد، سرفه ، تاول، مطلومیت و... را ببینی و لمس کنی آن وقت می خواهی قصه مردم این شهر را برای همه بازگو کنی، بگویی سردشت" زنده هست و نیست، شهر انسانهایی است که با تمام شور زندگی، عشق به زیستن در آنها مرده است ...

حرفهای مردم سردشت تمامی ندارد...کافی است پای صحبت اهالی بنشینی... سردشتی ها به دردها و سرفه های گاه و بیگاه عادت کرده اند...اما از روز حادثه که می گویند بغض می نشیند توی گلویشان...خودشان هم می دانند این داغ کهنه نمی شود!
ادامه مطلب...
+ تقدیمی از خادم الشهدا |

(هر چند که حماسه خدایی و ماندگار فتح خرمشهر به هیچوجه با مورد ذیل قابل قیاس نیست اما دیدیم مطلب ذیل علیرغم اختصارش حرف دلهای زیادی را در خود جای داده و برای مرور و یادآوری بد نیست.)

فتح خرمشهر

سوم خرداد ، روز خدا بود ، خوابيدن در آغوش کربلا بود ، سوم خرداد ، پراندن خواب از چشمان شيطان ، در خليح نيلگون هميشه فارس بود . سوم خرداد ، آغاز « رفع فتنه از عالم » بود .


دوم خرداد ، ساز بود ، آواز بود ، رقصيدن در کنار شيطان بود ، سنگ اندازي به سوي انقلاب در کوي دانشگاه و قتل هاي زنجيره اي بر پا بود .


سوم خرداد ، خون بود ، آتش بود ، پريدن از روي افسانه هاي شيطان بود . صف بود ، جهان آرا بود . سوم خرداد آرايش دنيا بود .


دوم خرداد ، نافرماني مدني ، خروج دسته جمعي ، بي ستون بود ، چهل ستون بود ، حرف بیخود زدن ستون پنجم در مرکز گفتگوي تمدن ها بود . دوم خرداد ، عبور لشگر شيطان از روي پل سيد خندان بود .


سوم خرداد ، آفتاب بود ، ماه بود ، ستاره بود ، عاشورا بود ، گذشتن پير عالم از جزيره مجنون بود ، جدال بر سر خرمشهر و شهر خدا بود . ليک ، دوم خرداد ، هموار کردن راه براي شيطان بود .

+ تقدیمی از منتظر |

آغاز سال نو و جشن عید نوروز به همراه دید و بازدید ها، تبریک و تهنیت و عیدی دادن و عیدی گرفتن ها کم و بیش در منطقه مثل شهر جریان داشت، منتها با همان حال و هوای منطقه ای.موقع تحویل سال، چنانچه قبل از عملیات، بعضی سفره هفت سین می انداختند که سین های آن بسته به نوع دسته ای که بچه ها داشتند فرق می کرد. مثلا در گردان تخریب که بیشتر با مین سر و کار داشتند هفت سین شامل :


ادامه مطلب...
+ تقدیمی از خادم الشهدا |