ارتحال جانگداز شیخ الفقها ، عارف ربانی و مرجع عالیقدر ، بهجت قلب حضرت بقیةالله(عجل الله فرجه الشریف) حضرت آیت الله العظمی بهجت(رحمت الله علیه) را محضر ایشان و نائب بر حقشان و همه شیعیان خصوصا مراجع معظم تقلید و علمای اعلام و بیت مکرم ایشان تسلیت عرض می نماییم.

تقدیم به روح مطهر ایشان الفاتحه مع الصلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
قسمت اول : سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)- نوروز 1388

یک مطلب هم خطاب به نامزدهاى محترمى که یا تا حالا اعلام حضور کرده اند یا بعد از این اعلام حضور خواهند کرد، عرض بکنم. کسانى که براى انتخابات خود را نامزد میکنند، بدانند که انتخابات یک وسیله اى است براى بالا بردن توان کشور، براى آبرومند کردن ملت؛ انتخابات فقط ابزارى براى قدرت طلبى نیست. اگر بناست این انتخابات براى اقتدار ملت ایران باشد، ... مبادا نامزدها در اثناى فعالیتهاى انتخاباتىِ خودشان جورى رفتار کنند و حرفى بزنند که دشمن را به طمع بیندازند. رقابتها را منصفانه کنند، حرفها را منصفانه کنند، از جاده ى انصاف خارج نشوند.
انتخابات به فضل الهى و به حول و قوه ى الهى انتخابات سالمى است. من میبینم بعضیها در انتخاباتى که دو سه ماه دیگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع کرده اند به خدشه کردن. این چه منطقى است؟ این چه فکرى است؟ این چه انصافى است؟ این همه انتخابات در طول این سى سال انجام گرفته است - در حدود سى انتخابات - مسئولان وقت در هر دوره اى رسماً متعهد شده اند و صحت انتخابات را تضمین کرده اند، و انتخابات صحیح بوده است؛ چرا بیخود خدشه میکنند، مردم را متزلزل میکنند، تردید ایجاد میکنند؟ که البته در ذهن مردم عزیز ما با این حرفها تردید ایجاد نخواهد شد.

ادامه مطلب را حتما بخوانید
ادامه مطلب...

با باران از بالا از شبنم با گلها از جنگل با سبزه با طوفان از دریا
از آنجا با پرچم می دانم می آیی،می آیی اما کی دریادل دریایی؟ سلمان هراتی
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
از : دانشجوی شهید محمد ناصری
هدف از جبهه رفتن بنده حقیر ، اولا دفاع از قرآن و اسلام و ثانیا دفاع از نوامیس ملت مسلمان است.
اینک که عازم جبهه شدم و صدای " هل من ناصر ینصرنی " حسین زمانم را شنیدم ، با خود فکر میکنم که چرا در این موقع حساس که نیاز به دفاع از اسلام است ، عده ای از برادران اصلا توجهی ندارند و به فکر دنیا هستند !

[سالروز شهادت تئوریسین بزرگ انقلاب اسلامی ، پاره تن امام راحل ، استاد شهید مرتضی مطهری و روز بزرگداشت مقام والای معلم را گرامی میداریم.]
"برای مشاهده زندگینامه پربرکت استاد شهید روی عکس کلیک فرمایید"
با توجه به اهمیت استفاده نسل ما از آثار ارزشمند و گره گشای این دانشمند مجاهد ، لینک زیر را برای مشاهده و دانلود آثار ایشان قرار داده ایم:
{تقدیم به روح مطهر استاد شهید :::: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم}
[میلاد مبارک زینب کبری(س) بر همه شیعیان و ارادتمندان ایشان فرخنده باد ، بر همه آنان که در کلاس عفافش، درس حیا و عفّت آموختهاند، بر همه آنان که با چشم به کلام پرنورش، عشق به ولایت را زمزمه کرده اند، بر همه آنان که با پیروی از او، نام حسین(ع) و اسلام را همواره زنده و سرافراز خواستهاند. سلام و درود خدا بر او که برترین دختر و خواهر و عمه روی زمین بود.]

قطره ای از دریا
* کمالات حضرت ::: زینب کبری را کمالاتِ بسیار بود: در جمال و سکینه و وقار، همانند خدیجه کبری(س) بود و در عصمت و حیا به فاطمه زهرا(س) میمانست. در فصاحت و بلاغت، هم چون علی مرتضی(ع) بود و در حلم و بردباری، همسانِ امام مجتبی(ع) و در شجاعت و قوت قلب، بسانِ حضرت سید الشهدا(ع).
** ارتباط حضرت زینب(س) و امام حسین(ع) ::: علاقه و محبت امام حسین و زینب(ع) به یکدیگر در تمام مراحل زندگیشان جلوهگر است: در طفولیت، زینب جز در آغوش حسین(ع) آرام نمیگرفت و همواره به او چشم میدوخت. گویند: موقع ازدواج، زینب کبری با شویش، عبداللّه شرط کرد که همه روزه به او اجازه دهد تا امام حسین(ع) را زیارت کند و کمتر روزی بود که زینب(س)حضرت اباعبدالله(ع) را ملاقات نکند.
*** صبر واژه ای عجین شده با نام زینب ::: مرحوم سپهر، سیره نویس معروف میگوید: در مراتب فضل زینب کبری(س) سخن بسیار است: به فصاحت و بلاغت او، همگان معترفند؛ هر گاه لب به سخن میگشود، گویی علی بن ابیطالب(ع) سخن میگفت. عفت و عصمت، و درایت و دانش آن بانوی بزرگ فراتر از آن است که به قلم در آید و در وصف بگنجد. در صبر و شکیبایی چنان بود که همگان را متحیر میساخت. اگر اندکی از سنگینیِ مصایب او، بر دوش کوهها و آسمان و زمین قرار گیرد، آنها را متلاشی میکند. به راستی از آغاز آفرینش انسان تا کنون زنی به بردباری، ایثار و شجاعت او دیده نشده است.
"اللهم ارزقنا زیارتها و شفاعتها"

*وضوی بی نماز*
موقع آن بود که بچه ها به خط مقدم بروند و از خجالت دشمن نابکار دربیایند. همه از خوشحالی در پوست خودشان نمی گنجیدند. جز عباس ریزه که چون ابر بهاری اشک می ریخت و مثل کنه چسبیده بود به فرمانده که تو رو جان فک و فامیلت مرا هم ببر، بابا درسته که قدم کوتاهه، اما برای خودم کسی هستم. اما فرمانده فقط می گفت: «نه! یکی باید بماند و از چادرها مراقبت کند. بمان بعداً می برمت!» عباس ریزه گفت: «تو این همه آدم من باید بمانم و سماق بمکم!»
وقتی دید نمی تواند دل فرمانده را نرم کند مظلومانه دست به آسمان بلند کرد و نالید: « ای خدا تو یک کاری کن. بابا منم بنده ات هستم!» چند لحظه ای مناحات کرد. حالا بچه ها دیگر دورادور حواس شان به او بود. عباس ریزه یکهو دستانش پایین آمد. رفت طرف منبع آب و وضو گرفت. همه حتی فرمانده تعجب کردند. عباس ریزه وضو گرفت و رفت به چادر. دل فرمانده لرزید. فکری شد که عباس حتماً رفته نماز بخواند و راز و نیاز کند. وسوسه رهایش نکرد. آرام و آهسته با سر قدم های بی صدا در حالیکه چند نفر دیگر هم همراهی اش می کردند به سوی چادر رفت. اما وقتی کناره چادر را کنار زد و دید که عباس ریزه دراز کشیده و خوابیده، غرق حیرت شد. پوتین هایش را کند و رفت تو.
فرمانده صدایش کرد: «هی عباس ریزه … خوابیدی؟ پس واسه چی وضو گرفتی؟» عباس غلتید و رو برگرداند و با صدای خفه گفت: «خواستم حالش را بگیرم!» فرمانده با چشمانی گرد شده گفت: «حال کی را؟» عباس یکهو مثل اسپندی که روی آتش افتاده باشد از جا جهید و داد زد: «حال خدا را. مگر او حال مرا نگرفته!؟ چند ماهه نماز شب می خوانم و دعا می کنم که بتوانم تو عملیات شرکت کنم. حالا که موقعش رسیده حالم را می گیرد و جا می مانم. منم تصمیم گرفتم وضو بگیرم و بعد بیایم بخوابم. یک به یک!» فرمانده چند لحظه با حیرت به عباس نگاه کرد. بعد برگشت طرف بچه ها که به زور جلوی خنده -شان را گرفته بودند و سرخ و سفید می شدند. یکهو فرمانده زد زیر خنده و گفت: «تو آدم نمی شوی. یا الله آماده شو برویم.» عباس شادمان پرید هوا و بعد رو به آسمان گفت: «خیلی نوکرتم خدا. الان که وقت رفتنه. عمری ماند تو خط مقدم نماز شکر می خوانم تا بدهکار نباشم!» بین خنده بچه ها عباس آماده شد و دوید به سوی ماشین هایی که آماده حرکت بودند و فریاد زد:
«سلامتی خدای مهربان صلوات!»
از:کتاب رفاقت به سبک تانک


در شبي كه نهال نوپاي انقلاب اسلامي در پرتو انوار الهي محفوظ بود، دشمنان قسم خورده اين مرز و بوم، در توهم كفرانگيز خود، از ياد برده بودند كه اين انقلاب ، هديه اي الهي و ملكوتي است و همان خداوندي كه اين انقلاب را در برابر رژيم نکبت بار طاغوت به پيروزي رساند، آن را در پناه خود حفظ خواهد كرد و طوفان شن را همچون سنگ هاي سجيل مرغان ابابيل به استقبال امكانات نظامي دشمنان اسلام فرستاد و بار ديگر سرافكندگي شكست را بر پيشاني شان حك نمود و اينچنين بود كه پهناي كوير طبس، آينه عنايت خدا به دوستان و غضب او به دشمنان مکار گرديد . آينه اي كه با گذشت زمان هرگز مکدر و ترک خورده نخواهد شد.
آري، خدا اراده نموده تا انقلاب اسلامي را به عنوان طليعه حكومت صالحان زمين و قيام منجي عالم بشريت حضرت مهدي(عج) حفظ كند و چون امانتي به خوبان روزگار بسپارد. ضمن گراميداشت ياد و خاطره تنها شهيد سرافراز اين واقعه، سردار رشيد اسلام شهيد محمد منتظرقائم كه بي ترديد سرگذشتش، سرمشق بسياري از شهداي پس از وي بود، با روح اين شهيد و همه شهيدان بزرگوار انقلاب اسلامي ميثاقي تازه مي بنديم كه در پيمودن ادامه راه شان كوشا و شكيبا بوده و در پاسداری ازین میراث ارزشمندشان تا رسیدن به هدف نهایی از پای ننشینیم. انشاءالله
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

این تصویر زیبا رو در اولین شب و روز جمعۀ فعالیت رسمی مان ، به همه منتظران حضرتش و به امید تعجیل در فرج ایشان تقدیم مینماییم.
التماس دعا




